|
استفاده از سلاحهای شیمیایی در طول جنگ تحمیلی (1367-1359) توسط عراق، بیش از 100هزار مجروح و شهید در بین نظامیان و مردم بی دفاع کشورمان بر جای گذاشت. پس از جنگ جهانی اول، این اولین بار بود که از سلاحهای شیمیائی به صورت وسیع در جنگ استفاده می شد و این موضوع آشکارا مغایر با پروتکل 1925 ژنو بود. علاوه بر رزمندگان، مردم بی دفاع شهرها و روستاهای مرزی نیز بارها مورد تهاجم این سلاحها قرار گرفتند.
به رغم ممنوعیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی، عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران به طور مکرر از گازهای ارگانوفسفره (عوامل اعصاب) و تاولزا (گاز خردل) استفاده کرد و هیچ برخورد جدی از سوی جامعه جهانی و سازمان ملل انجام نشد و تنها پس از گذشت چندین سال از به کارگیری آن، بدون اینکه عراق را محکوم کنند اعلام شد که عراق از سلاحهای شیمیایی علیه ایران استفاده کرده است.
عراق اولین بار در منطقه میمک (23/10/59) از گازهای تهوع آور علیه رزمندگان و ساکنین منطقه استفاده کرد. همچنین طی ماههای مرداد، آبان و اسفند 1362 با بمباران هوایی به دفعات مناطق پیرانشهر، رواندوز، حاج عمران(عملیات والفجر2)، پنجوین، (عملیات والفجر4) و جزایر مجنون(عملیات خیبر) را مورد تهاجم شیمیایی گسترده قرار داد که منجر به شهادت و مصدومیت بسیاری از رزمندگان و مردم غیر نظامی ساکن در آن مناطق گردید.
همچنین حملات شیمیایی بسیار گسترده عراق در عملیات بدر 1363، والفجر8(فتح فاو در سال 1364)،کربلای 4و5( منطقه ابادان و شلمچه در سال 1365)، شهرهای سردشت، خرمشهر در ایران و حلبچه در کردستان عراق( 1366)، روستای مریوان، سرپل ذهاب، گیلانغرب، اشنویه و فاو (1367) نمونه هایی از این فاجعه انسانی است.
هشتم تیرماه از آن رو به عنوان « روز مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی» نامگذاری شد که در بعد از ظهر روز یکشنبه هفتم تیر 1366( برابر با 28 ژوئن1987) شهرستان سردشت با جمعیتی حدود 12 هزار نفر، توسط هواپیماهای رژیم بعث عراق مورد حمله بمبهای شیمیایی و گاز خردل و تاولزا قرار گرفت. در این حمله صدها تن به شهادت رسیده و بیش از 8 هزار مصدوم و زخمی بر جای ماند و همچنان هر ساله تعدادی از این مصدومین به جمع کشته شدگان می پیوندند. ایران با اعزام مجروحین به کشورهای اروپایی همچون آلمان و فرانسه در پی اثبات استفاده عراق از این سلاحها بود ولی تا زمانی که جنگ ادامه داشت، هیچ کشوری آن را محکوم نکرد تا اینکه بعد از جنگ تحمیلی قدرتهای بزرگ آن را بهانه ای برای اشغال عراق و سرنگونی صدام حسین عنوان کردند. این در حالی است که این سلاحها توسط همین قدرتهای غربی در اختیار عراق قرار گرفت و تا زمانی که جنگ بر علیه ایران بود نه تنها عراق را در استفاده از سلاحهای شیمیایی منع نکردند، بلکه در انتقال علمی و واگذاری مستقیم تکنولوژی به آن از هیچ کوششی فروگذار ننمودند.
در جهانی که از حدود 200کشور تشکیل شده است، 7 کشور اعلام کرده اند که سلاح هسته ای در اختیار دارند. بیش از 20 کشور نیز دارای سلاحهای شیمیایی و نزدیک به 10 کشور نیز از سلاح بیولوژیک برخوردارند و چندین کشور نیز دارای موشک های بالستیک عملیاتی هستند.
استفاده آمریکا از سلاحهای شیمیایی، در جنگ ویتنام، اثرات بیماری زایی بر روی سربازان، کشاورزان و افرادی که به نحوی با این مواد در تماس بوده اند گذاشته است. مواد استفاده شده در این جنگ جزو سمی ترین موادی بوده که تا به حال در جنگ ها استفاده شده است. علاوه بر ویتنام در جنگهای خلیج فارس نیز از سلاحهای شیمیایی استفاده شده است.
موادی که در سلاحهای شیمیایی به کار میروند سه دستهاند: موادی که بر اعصاب اثر میگذارند، موادی که بر پوست اثر میگذارد و ماندگاری فراوانی در محیط دارند، موادی که بر دستگاه تنفسی اثر گذاشته و به شدت به بافت ریه آسیب میرساند.
ماده اولیه سلاح شیمیایی اعصاب، بسیار سمی و تهیه آن ارزان و سهلالوصول است. گاز اعصاب که اولین بار توسط یک شیمیدان آلمانی، در دهه 1930 کشف شد از نظر شیمیایی جزو ترکیبات گروه «ارگانو فسفره» محسوب میشود و مایعی بیرنگ است که درجه فراریت آن متفاوت است.
عامل ناتوان کننده ( گازهای تهوع آور)، عامل خفه کننده با سرعت بالا(فسژن)، عامل خونی (کلرورسیانور، سیانورهیدرژن)، عامل اعصاب با قدرت مختل کنندگی سریع سیستم عصبی حتی به صورت بلند مدت( سارین، سومان، تابون، ریسین، وی ایکس)، عامل تاولزا با قدرت بسیار بالای تخریب فیزیولوژی در بلند مدت(لویزیت، خردل با خلوص 97%-94%) نمونه هایی از سلاحهای شمیایی است که عراق در طول جنگ از آن بر علیه مردم ایران استفاده کرد.

هرچند اعزام جانبازان شیمیایی به خارج به عنوان اسناد زنده و گویای این جنایت تا حدودی وجدان خفته آنان را بیدار کرد و اعتراض آنها به کاربرد سلاح های شیمیایی از گوشه وکنار شنیده شد اما بسیاری از شرکتهایی که در زمان جنگ به صورت پنهانی در تولید سلاح های شیمیایی و ارسال آن به عراق نقش داشتند، بعد از مدتی تعطیل و یا منحل شدند و رد پایی از خود به جای نگذاشتند. علاوه بر آن به لحاظ مشارکت کشورهای غربی در جنگ علیه ایران و از لحاظ کیفری زمینه ای برای محاکمه اشخاصی که تولید کننده این سلاحها بودند فراهم نشده است.
مدیر سم شناسی و کارشناس سازمان ملل« پرفسور هندریکس» با سفر به ایران و کردستان عراق در سال 1363 و ملاقات با مجروحان حملات شیمیایی در یکی از بیمارستان های بلژیک طی گزارشاتی به وجود سلاحهای شیمیایی و به کار گیری آن در جنگ علیه ایران اشاره کرده و عراق را متجاوز اعلام می کند و مهمترین گازهای شیمیایی را سانور، خردل و نوروتوکسید نام می برد.
وی همچنین طی سفری که در سال 1364 به ایران داشت ضمن تأیید پیشرفت و به کار گیری این نوع سلاحها توسط عراق، خالص تر شدن این ماده نسبت به گذشته را تنها در سایه حمایت های فنی و تکنولوژی غرب از صدام امکان پذیر دانست. فروش 500هزار تن گاز خردل به عراق توسط شرکت بلژیکی «فیلیپس پترولیوم» در سال 1362، ساخت مجتمع سامره عراق به عنوان « بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی جهان» توسط شرکت آلمانی « کارل کولمب» که از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید می شد و .. گوشه هایی از حمایت تسلیحاتی غرب از صدام است چندان که تلویزیون انگلیس در گزارشی اعلام کرد:« عراق تا کنون 200 بار از سلاح شیمیایی استفاده کرده است».
بیش از 200شرکت غربی در تجهیز عراق به سلاح های شیمیایی دست داشته اند که از این میان 40 شرکت متعلق به کشور آلمان است. تا کنون تنها از سلاح های شیمیایی نام برده شده اما بنا به گفته رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، اسنادی مبنی بر استفاده عراق از سلاح های میکروبی در منطقه طلائیه و در عملیات خیبر نیز وجود دارد.
به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط عراق و نقش سازمان ملل متحد
در طول 8 سال جنگ تحمیلی شورای امنیت و سازمان ملل در بیانیه های خود جنگ ایران وعراق را تجاوز تلقی نکردند بلکه از آن تحت عنوان « برخورد» و « منازعه» که به درگیریهای پایین تر از تجاوز اطلاق میشود، نام بردند. تکرار این رویه در قطعنامه و بیانیههای بعدی شورای امنیت، باعث جری شدن صدام حسین در استفاده از تسلیحات پیشرفته تر و حتی شیمیایی به رقم ممنوعیت آن شد.
با پیروزی قوای ایران در عملیات بیت المقدس که منجر به بازپس گیری خرمشهر گردید، شورای امنیت سکوت سنگین بیست و یک ماه و پانزده روزه خود را نسبت به تجاوز عراق شکست و قطعنامه 514 را درباره پایان دادن جنگ در 12ژوئن 1982 (21 تیر 1361)صادر نمود.
در پی تأیید هیات اعزامی سازمان ملل به منطقه درگیری میان ایران و عراق مبنی بر کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق،« خاویر پرز دوکوئیار» دبیرکل وقت سازمان ملل گزارش هیات را به شورای امنیت تحویل داد و شورا ضمن صدور بیانیه ای در 30 مارس 1984 (دهم فروردین 1363) بدون ذکر نام کشور عراق، کاربرد سلاح شیمیایی را برای اولین بار در جنگ ایران و عراق به شدت محکوم کرد.
در هشتم مارس 1984 (6 اسفند 1363) دبیرکل مجددا به درخواست ایران، هیاتی را برای بررسی کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط عراق علیه ایران اعزام داشت. این گروه پس از کسب نظر موافق عراق، عازم آن کشور نیز شدند و پس از تحقیق و بازرسی، نظر ایران در مورد کاربرد سلاح شیمیایی قوای عراقی علیه ایران را تایید کردند. اما دبیرکل در گزارشات خود- در26 مارس (پانزدهم اردیبهشت) - به شورای امنیت، فقط به ابراز تاسف از کاربرد سلاح شیمیایی بدون ذکر نام کشور عراق بسنده کرد.
بدنبال شدت یافتن حملات شیمیایی عراق در مناطق جنگی ایران، شورای امنیت یکبار دیگر در 25 آوریل (پنجم اردیبهشت 63)، به کارگیری سلاحهای شیمیایی علیه ایران را بدون ذکر نام عراق، به شدت محکوم نمود.
دو سال بعد یعنی در سال 1365 در پی گزارش گروهی از کارشناسان اعزامی سازمان ملل متحد به جبهههای جنگ ایران و عراق که مؤید کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط عراق علیه ایران بود، دبیرکل (در16مارس 1986) و هم شورای امنیت (در 21مارس)، عراق را به خاطر استفاده از این سلاحها محکوم نمودند. این اولین بار- اول فروردین 1365- در طول جنگ عراق علیه ایران بود که با ذکر نام عراق، به کارگیری سلاح شیمیایی علیه نیروهای ایرانی را محکوم کردند.

در چهاردهم مه 1987 (24 فروردین 1366) شورای امنیت در پی تأیید مجدد گروه اعزامی دبیر کل مبنی بر کاربرد سلاح شیمیایی عراق علیه ایران بار دیگر طولانی شدن درگیری و استفاده مکرر از سلاح شیمیایی را محکوم کرد. بر اثر تلاش گروه مزبور پیش نویس یک قطعنامه جدید که حاوی نکات جدیدی بود، در تاریخ 21 ژوئن 1987 (31 خرداد 1366) تهیه شد و سرانجام در 20ژوئیه 1987 (29 تیر 1366) شورای امنیت با تاکید بر مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، مفصل ترین، اجرایی ترین و آمرانه ترین قطعنامه را تحت عنوان قطعنامه 598 به تصویب رساند.
تیم کارشناسی شورای امنیت به سرپرستی «عبدالحیم فرحی» معاون وقت دبیر کل سازمان ملل در سال 1370 خسارات وارده به ایران را طی 8 سال جنگ تحمیلی مبلغ 100میلیارد دلار محاسبه کرد که ایران آنرا نادرست خواند و میزان واقعی آن را یک تریلیون دلار اعلام کرد.
با صدورقطعنامه 598 در سال 1987 قرار شد کمیته ای در سازمان ملل تشکیل شده و مقصر در جنگ و میزان خسارات تعیین و صندوقی بین المللی برای کمک به خسارت دیدگان جنگ ایران و عراق تشکیل گردد اما هیچگاه این موارد شکل نگرفت! این درحالی است که در پی جنگ چند ماهه عراق علیه کویت در سال 1991 کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون غرامت ( UNCC ) درسازمان ملل شکل گرفت که عراق را موظف کرد از محل درآمد فروش نفت غرامت خسارات مردم و دولت کویت درجنگ را بپردازد که این کمیسیون همچنان فعال است.
پاسخ های قابل تأمل دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در خصوص جنگ ایران و عراق"خاویر پرز دوکوئیار" در مصاحبه با خبرنگار بی بی سی که پس از دستگیری صدام صورت گرفت؛ در پاسخ به این سوال که چرا مسأله اعلان آغازگر جنگ را تنها شما انجام دادید و شوراى امنیت بدان مبادرت نکرد؟ گفت: " در شوراى امنیت هیچ گاه به سادگى نمى توان بر سر این نوع مسائل به تفاهم رسید. در این شورا 15کشور وجود دارد و گاه حتى 5عضو دائم آن نیز بر سر موضوعات با یکدیگر هم عقیده نیستند. در عین حال، احتمالاً کشورهایى هم در شوراى امنیت وجود داشتند که بیش از ایران به عراق تمایل داشتند... نمى دانم... اما من به وظیفه خود عمل کردم و این امر موجب برانگیختن تنفر دولت عراق از من شد.حتى آقاى طارق عزیز، روزى به من گفت: دستان شما به خون مردم عراق آلوده است. وى مدعى بود من این کار را براى خوشایند ایرانى ها انجام داده ام. در حالى که چنین نبود".
وی در پاسخ به این سوال که چرا در دوران حملات شیمیایى عراق، سازمان ملل متحد هیچ گاه به صراحت عراق را محکوم نکرد و در بیانیه هاى این سازمان چنین احساس مى شد که متجاوز و قربانى هر دو به یک میزان مورد خطاب قرار مى گیرند؟ خاطر نشان کرد: " البته الآن صدام حسین (ذلیل) و جنایتکار جنگى است و به عنوان عامل تمام مصائب دنیا معرفى مى شود و حالا صحبت در این مورد ساده است، اما در آن ایام، گفتن اینکه عراق متجاوز است، کار ساده اى نبود. زمانى که من این مسأله را گفتم، صدام رهبرى قوى نه تنها در منطقه، بلکه در جهان عرب بود!"
دوکوئیار در خصوص عدم تشکیل کمیسیون تعیین غرامت ایران که یکی از مفاد قطعنامه 598 شوراى امنیت است، گفت: در مورد کمیسیون تعیین غرامت نیز تشکیل آن ابتکار جالبى بود، اما اینکه آیا این کمیسیون کار مى کند یا نه، بحث دیگرى است. این کمیسیون از کشورهاى عضو سازمان ملل متحد تشکیل شده است. اگر کشورها دور هم گرد نیایند، دبیرکل نمى تواند آنها را وادار به این کار کند.
وی با مقایسه حمله عراق به کویت و ایران گفت : " در حمله عراق به ایران، ارتش عراق حتى تا نزدیکى تهران نیامد، اما در مورد کویت، ارتش عراق تمام خاک این کشور را اشغال کرد و غارتهاى وسیعى را انجام داد. آنها حتى موزه ها و طلاى بانکها را به یغما بردند.... وقتى بحث غرامت در میان است پرداختن به موضوع کویت ساده تر و عملى تر است تا ایران به ویژه با در نظر گرفتن مساحت کشور کویت نسبت به ایران. از سوى دیگر، تا آنجا که مى دانم، کار این کمیسیون هنوز پایان نیافته است. من دیگر در سازمان ملل متحد نیستم، اما فکر مى کنم این کمیسیون على القاعده باید به کار خود ادامه دهد. این شمایید که باید دبیر کل را ببینید و پیگیرى کنید … این برعهده دستگاه دیپلماسى شماست که پیگیرى کند"!
.
و اکنون ...
و اکنون پس از گذشت 18 سال از پذیرش قطعنامه 598 و حوادث مختلفی که در خاورمیانه و مناسبات بین المللی که طی این سالها رخ داده است؛ همچنین آشکار شدن زوایای پنهان جنایت جنگی صدام، از متولیان و مسئولین سیاست خارجی ایران باید پرسید که پس از این سالها در احقاق حق تضییع شده هزاران انسانی که قربانی سیاست های جنگ طلبانه قدرتهای شرق و غرب قرار گرفتند، چه کرده اند؟
باید از متولیان فرهنگی کشور نیز پرسید چرا اکثر دانش آموزان و جوانان ایران از بمباران اتمی شهر هیروشیما و ناکازاکی آن هم در جنگ جهانی دوم که بیش از نیم قرن از آن می گذرد، مطلع اند اما همین نسل سوم انقلاب در نشریات و رسانه های تصویری از بزرگترین جنایت جنگی که تنها 18 سال از آن می گذرد، کمتر مطلبی می دانند؟!
جنایتی که اگر حمایت تسلیحاتی و جنگ افزارهای شیمیایی غرب و برخی دول اروپایی از صدام حسین نبود شاید چنین مصیبتی که آثار آن همچنان قربانی می گیرد رخ نمی داد و اگر کمک های نامحدود مدعیان حقوق بشر و دموکراسی در اختیار این دیوانه افسار گسیخته قرار نمی گرفت، اکنون شاهد پرکشیدن عزیزانمان نبودیم؛ شاهد آن نبودیم که اهالی شهر سردشت -که در طول 8 سال جنگ، ویراژ هواپیماهای جنگی عراق بر آسمان این شهر و بمباران این مناطق برای شان عادی شده بود- در بعد از ظهر یک روز تابستانی آماج وحشیانه ترین حملات شیمیایی قرار گیرند.
شهرستان سردشت در این سالها مردان و زنان مظلومی را بر خود دید که نفسهاشان همیشه تنگ و چهره هاشان دیگر رنگ سرخ را ندید . کودکان بسیاری از سردشت در بیمارستانهای این شهر و آن شهر همراه با کپسول اکسیژن به نوجوانی و جوانی پا گذاردند بدون اینکه لذتی از طراوت کودکی و جوانی برده باشند . آنها هیچگاه مزه شادی را نچشیدند زیرا که هر بار طعم تلخ گاز خردل زیر زبانهاشان لبخند را پس می زد.

بر اساس آمارهای اعلام شده ، در حال حاضر48 هزار و 420 نفر جانباز شیمیایی در ایران پرونده پزشکی دارند و این به جز تعداد کثیری از افرادی است که گمنام به شهادت رسیدند و یا هنوز شناسایی نشده اند
.
با گذشت دو دهه از این جنایات هنوز پیامدهای انسانی و زیست محیطی کاربرد این سلاحهای سمی تهدیدی جدی برای سلامت قربانیان و محیط زیست منطقه به شمار میرود و این در حالی است که مسئولان امر تنها با پخش تصاویری کوتاه تلویزیونی از جنایات صدام سالروز فاجعه سردشت را یادآور می شوند.
مردم ایران از نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولین در وزارت امورخارجه و نمایندگان ایران در مجامع بین المللی انتظار دارند که از طریق راههای دیپلماسی پرونده خسارات جنگ هشت ساله ایران را نه تنها در دادگاه رسیدگی به جنایات صدام پیگیری کرده بلکه مفاد دیگر قطعنامه 598 را در سازمان ملل تا حصول نتیجه دنبال نمایند.
جامعه جهانی به ویژه مردم ایران خواهان آن هستند که در دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی صدام علاوه بر صدام حسین تمام افراد و یا دولت هایی که طی این سالها در تجهیز عراق به سلاحهای کشتار جمعی و شیمیایی دست داشته اند، معرفی و مجازات شوند. همچنین در این دادگاه باید مشخص گردد چرا قدرتهایی که سه دهه با دادن پز دموکراسی و حقوق بشر و...در مقابل این جنایات ساکت بودند، اکنون صرفا براساس منافع خود تصمیم به سرنگونی او گرفتند؟ ایـن دولـتهـا بـه علت جنایاتشان درحق مردم ایران وتجهیزعراق به سلاحهای کشتار جمعی باید به افکار عمـومـی جهان پاسخگو باشند.
اعضای کمیته سلاح های شیمیایی |